يحيى دولت آبادى
121
حيات يحيى ( فارسى )
و روحانىنمايان مجلس را كه همهوقت از او توقعات داشته و متنعم ميشدهاند باطنا با خود همراه مىكند تا يك شب كه جمعى از آنها را بشام دعوت مينمايد و مخالفين وى مراقبت دارند از آمدورفت نمايندگان نزد او آگاه گردند با كمال كوششى كه در مخفى داشتن اين مجلس مىشود واردين از درهاى متعدد و بطور خفا وارد ميگردند عدد و هويت اشخاص بر مخالفين معلوم مىشود به اين ترتيب كه شخصى از درختهاى خيابان لالهزار بالا رفته تا حدى كه بر صحن حياطى كه مهمانى آنجا است مشرف ميگردد و تمام اشخاص را كه در يك محل از باغ جمع هستند صورت برميدارد و شناخته ميشوند . در اين ايام از طرف يك كميته سرى دو نفر يكى شيخ محمد بروجردى و ديگرى شيخ محسن نجمآبادى براى كشف حقيقت حال امين السلطان نزد او ميروند پيغام كميته را به او ميرسانند حاصل آنكه نيت شما نسبت بحكومت ملى بايد معلوم باشد تا مليون تكليف خود را نسبت بشما بدانند امين السلطان در جواب شرحى از حالات سابق خود گفته و هم تغيير حالى كه براى او حاصل شده و خيالات بعدش را در باب مشروطه شرح ميدهد بحديكه فرستادگان تا يك اندازه او را تصديق مينمايند امين السلطان فرستادگان را امتحان مىكند به اين ترتيب كه ميخواهد به آنها پولى بدهد آنها تعرض كرده ميگويند نه بگيريد و نه بدهيد امين السلطان از اين بيان حيرت مينمايد زيرا از معممين طهران چنين عقيده از پيش سراغ نداشته است خلاصه حوزه سرى ما مراقب است بداند كردار امين السلطان بر طبق گفتار او هست يا نه يكروز نگارنده بديدن او ميرود ميبيند باز همان كلاشهاى قديم دور او را گرفته و همان تملقها كه گفته ميشد باز گفته مىشود ميگويم چه ميشد چند دقيقه در خلوت به او ميگفتم در اين سفر اگر بگيرى يا بدهى هر دو خونبهاى تو خواهد بود و هم به او حالى ميكردم كه اگر تغيير وضع ندهد و اين گونه مردم را از خود دور ننمايد براى او خطرناك خواهد بود در اين خيالات هستم كه امين السلطان به من اشاره كرده ميگويد ميل دارم چند دقيقه شما را در خلوت ملاقات كنم وعده گذارده مىشود يك ملاقات خصوصى طولانى حاصل ميگردد در بين اين دو ملاقات او وزير داخله و رئيس الوزراء ميگردد در اين ملاقات امين السلطان ميگويد از حال من